جمعه ای دیگر...
مولای من باز هم جمعه ای دیگر از راه رسید و من در انتظار فرجت روز تاریکم را به شب می سپارم.کاش می فهمیدم که آمدنت بزرگترین و بهترین نعمت الهی است.که اگر می فهمیدم شاید انسان میشدم.همان انسانی که لااقل موجب ناراحتی شما نمیشد.
این روزها خیلی دلم میگیرد.زمانی که میبینم بعضی ها روزشان را با دروغ شروع میکنند. با تمسخر یکدیگر ادامه میدهند .و با توهین و ناسزا روزشان را به پایان میبرند دلم میگیرد.
ولی باور کن هنوز هم در این کشور و این دنیای کوچک خیلی ها هستند که دل بزرگی دارند و برای آمدنت شب و روز به درگاه خدا دعا میکنند.و خود را آماده ظهورت میکنند. و سعی میکنند که سهمی در زمینه سازی ظهورت داشته باشند.
یادمان باشد که اوست که در انتظار ماست تابا اعمال نیکمان شایستگی سربازیش را پیدا کنیم .
به امید آمدنت...
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 17:17 توسط morteza
|
اللهم عجل لولیک الفرج