بسم رب المهدی


یا صاحب الزمان ..
گمان می کردم در این زمانه ی غریب تنهایی
اگر دوستت بدارم کافی ست برای رسیدنم به تو اما
دیدم نه ..
باید به جای به انتظار نشستن ... بایستم
به انتظارت بایستم شاید فرجی شد و تو ...
آمدی
اما نه ...

دیدم ایستادن هم دردی از قلب مشتاقم دوا نمی کند
برای ظهورت
تصمیم گرفتم
برای رسیدن به تو مسیر روشن ظهورت را
در زمانه ی حضورت پیدا کنم و
قدم به قدم پشت سرت راه پیمایی کنم غیبت را
با تو باشم
زیر سایه ی عبای آسمانی ات زندگی کنم
و با تو از غیبت بگذرم
و به حضور برسم
همان حضور جاویدی که هزار سال بهانه دارد
برای ماندن و صبوری کردن
آمدم مولای من ..
این جاده ی انتظارت و این حضور جاودانه ات در خلقت و
این تو و این من
ما مسافریم اهل زمین
اگر دلتان می خواهد بامهدی باشید برخیزید
بوی عطر پیراهنش در خلقت پیچیده
در مسیر ظهور به ما برسید


منبع:asemaniha14.blogfa.com